|
اگر به مجموعه ي عقايد مذاهب يك دين توجه كنيم ، خواهيم ديد كه مشتركات مذاهب همان اصول اعتقادي و باورهاييست كه به گفته ي بزرگان مذاهب ، يقيني و خدشه ناپذيرند و موارد اختلاف مذاهب ، فروعات ديني و عموما مسائلي است كه علم و يقين نسبت به آنها وجود ندارد و غالبا بر پايه ي اخبار تاريخي و گزارشاتي بنا شده اند كه ظنّي هستند . از طرفي ، بديهيست كه نبايد نسبت به باورهاي ظنّي متعصّب بود ، چرا كه هيچ عاقلي احتمال خلاف واقع بودن «گمان» را فراموش نمي كند . اما نكته ي جالب اينست كه علت وقوع درگيري و اختلاف بين مذاهب ، در بيشتر موارد همين وجود تمايز بين مذاهب است كه به دليل نبود علم ، هر گروه ظنّ خود را حجت قرار داده است . + نوشته شده در بیست و یکم مرداد 1387 توسط یک حيوان ناطق |
بر خلاف ظاهر ، گاه معلومات انسان ، ذهن را در چارچوبي مرتبط با دانسته ها محدود مي كند . اگر چه اين موضوع بيشتر در علوم نظري و به خصوص علوم ديني نمود دارد ، اما در علوم تجربي نيز گهگاه چنين چيزي مشاهده مي شود . شاهد آنكه برخي فرضيه هاي مهم در علوم تجربي توسط افرادي مطرح شده است كه آگاهي كافي از علوم مرتبط نداشته اند . قواعد و پيش فرض هاي موجود در هر علم (اعم از علوم ديني) ذهن را در مسيري خاص حركت مي دهد ؛ بنابراين نتيجه كه تابع اين مسير است بديع نخواهد بود . نگاه ابزاري به قواعد علمي تا حدي ذهن را از اين قيود مي رهاند . درگير شدن با قوانين و چارچوب هاي علمي گاه نگاه انسان را متفاوت مي كند ، تا جايي كه علم را همين قواعد و فرض ها تصور مي كند و از ابزاري بودن ماهيت آنها غافل مي ماند . چه زيبا گفت آنكه گفت : علم نور است . با نور مي توان نگريست نه در نور . نور بيني كور بيني به همراه دارد . + نوشته شده در نهم مرداد 1387 توسط یک حيوان ناطق |
بزرگان هر مذهب ، متخصص ترين افراد در توجيه عقايد باطل مذهب خود هستند + نوشته شده در یکم مرداد 1387 توسط یک حيوان ناطق |
|
| ||||||||||||