|
استاد دكتر حسين الهي قمشه اي را كمتر كسي ست كه نشناسد . از مادر بزرگم كه او را به اشتباه «غنچه اي» مي خواند تا دانشجوها و شاگردان ايشان . مدتيست كه مجذوب سخنان ايشان شده ام و شنيدن كلام ايشان برايم لذت بخش شده است . با وجود سخنرانان و واعظان فراواني كه سخنانشان را هر روزه مي شنويم ، اما دكتر الهي قمشه اي در اين ميان از نادر كساني ست كه سخنانش برايم تازگي دارد . بوي اميد و نشاط و سرزندگي را از سخنان ايشان مي توان استشمام كرد . شعار هميشگي اش اينست :« بخند و بخندان » . عشق ورزيدن را « وظيفه ي اصلي » انسان ها مي داند و انجام « وظيفه » را موجب شادي . به فرهنگ غرب بسيار اهميت مي دهد و سخنان بزرگان غربي را هم سنخ گفته هاي بزرگان شرق مي داند . از اشعار بي محتوا و نا اميد كننده بيزار است و همواره اين متون را مورد انتقاد قرار مي دهد . ايشان از بعد علمي نيز در مرتبه ي بلندي قرار دارد . علاوه بر تسلط به موضوعات رشته ي تخصصي اش ، رياضيات و موسيقي را تا حد خوبي مي داند و به زبان فرانسوي مسلط است ؛ و همه ي اين ها در كنار تواضع و فروتني ، ايشان را به موجودي دوست داشتني تبديل كرده است . سخنراني هاي ايشان پنج شنبه ها حدودا ساعت يازده شب از شبكه ي چهار سيما پخش مي شود . + نوشته شده در سی ام آذر 1387 توسط یک حيوان ناطق |
تقريبا اين موضوع را باور كرده ام كه معيار فقر و غنا ظاهر افراد نيست و بلكه نگاه و نگرش شخص ، ملاك صحيح قضاوت در اين مورد است . در واقع نياز و عدم نياز را بايد به ترتيب به فقر و غنا معني كنيم . بنابراين داراي نيازمند ، غني و نادار بي نياز ، فقير نيست . به وفور به افرادي بر مي خوريم كه از وضع زندگي خوبي برخوردار نيستند ، اما هميشه خود را بي نياز از مادياتِ بيشتر مي دانند و از سوي ديگر مي بينيم كه افرادي در اوج امكانات رفاهي قرار دارند و دائما دم از نداري مي زنند و به داشته ي خود قانع نيستند . صحبت زهد و نكوهش دنيا نيست ؛ اما اين يك واقعيت است كه انسان قانع همواره از زندگي خود لذت مي برد و ثروت فراوان نيز نمي تواند از اين بيشتر را نصيب انسان كند . + نوشته شده در دهم آذر 1387 توسط یک حيوان ناطق |
|
| ||||||||||||