|
شايد هيچ چيز براي يك انسان ارزشمند تر از فرصت و نشاط جواني نباشد . چرا كه گوهر هاي زندگي از دل اين درياي متلاطم بيرون مي آيند . سالمند سرمايه اي ندارد ، جز آنچه كه در جواني براي خود اندوخته است . شاعر مي گويد : ندانستم چو نيكو قدر ايام جواني را دلم خون مي شود چون بشنوم نام جواني را خطاب به اين شاعر عزيز مي گويم ، جوان هر چه كه تلاش كند بايد انتظار حسرت دوران پس از جواني را داشته باشد . نيروي جوان محدوديت ندارد و آنچه كه در ذهن دارد مي تواند به عرصه ي عمل بياورد ؛ بنابراين بايد افسوس خورد كه چرا بيش از اين اوج نگرفتم . گاه طعم شيرين نعمت هاي خداوند را تنها زماني متوجه مي شويم كه طعم تلخ از دست دادن آن نعمات را بچشيم . فارغي از قدر جواني كه چيست تا نشوي پير نداني كه چيست کاش جوانان بدانند كه جوان هستند . + نوشته شده در نوزدهم شهریور 1387 توسط یک حيوان ناطق |
|
| ||||||||||||