|
مفهوم « آزادي مطلق بشر » بي معناست . انسان نه مي تواند مطلقا آزاد باشد و نه بايد اينگونه باشد . زندگي انسان با انواع محدوديت ها گره خورده است و حتي بشر براي خود و جامعه خط قرمز هايي تعريف مي كند تا بقاي نسل انسان را تضمين كند . انسان محدوديت را به جان مي خرد و از آزادي نسبي چشم مي پوشد تا به گنجي ارزشمند تر از آن دست يابد . اما محدوديت هاي تحميلي در پرتوي اميدواري نسبت به نتايج آنها قابل تحمل و حتي خواستني مي شوند . دين و شريعت از مقولات محدوديت آور براي انسان است ؛ اما محدوديت هاي ديني مانند ساير محدوديت ها ، بسته به نگاه انسان تلخ و يا شيرين خواهند بود . صحبت از ثمر بخش بودن يا نبودن محدوديت هاي شرعي نيست ؛ اما از نگاه برون ديني ، گاه به نظر مي رسد كه دين سدي در مقابل آزادي انسان است كه ديدگاهي نادرست است . محدوديت را به جان خريدن عين آزاديست و غالبا بيشتر از آزادي ظاهری لذت دارد ! + نوشته شده در بیست و نهم شهریور 1387 توسط یک حيوان ناطق |
|
| ||||||||||||