|
انسان در هر حال نمي تواند جز خداوند را دوست بدارد . شاهد اين قضيه ، اشتهاي سيري ناپذير انسان در كسب كمالات است . ثروت ، زيبايي ، تحصيلات ، قدرت و ساير كمالات ، نمي توانند انسان را قانع كنند و انسان در هر درجه اي از اين كمالات كه قرار داشته باشد ، بالاتر از آن را خواهان است ؛ تا جايي كه به موجودي بي نهايت مي رسد كه واجد همه ي خوبي هاست .
خدايي كه وجود داشته باشد و يا نداشته باشد ، فرض وجودش سبب خيرات فراوانيست . به عبارتي ، چه بسا انسان هايي كه خداوند را ابزاري براي رفاه زندگي دنيوي خود قرار مي دهند . حتي كساني كه با زبان وجود خداوند را منكر هستند ، فراوان با ياد او به آرامش مي رسند . از اينها بگذريم . يك سوال از كساني كه منكر وجود خدا هستند مي پرسم ! شما كه خداوند را منكريد ، چطور ما آدميان با اين درجه از ضعف و نقص را شايسته ي وجود مي دانيد ، اما خداوند با آن عظمتش را لايق وجود نمي دانيد ؟!
۱. مدتيست كه كمتر فرصت وبلاگ خواني و وبلاگ نويسي دارم . ۲ . اين ارسال ، صرفا براي اطلاع شما خواننده ي محترم ، از زنده بودن نويسنده منتشر شد . ۳ . زمان دقيق ارسال نوشته ي بعدي با خداست . + نوشته شده در هجدهم آبان 1387 توسط یک حيوان ناطق |
|
| ||||||||||||